کنکور تمام شد اما…!

0
410
کنکور تمام شد اما ...
کنکور تمام شد اما ...

یکسال زحمت…

یکسال کار و فعالیت…

یکسال مطالعه و تمرین و مشقت…

یکسال کتاب و جزوه و خلاصه و تست…

یکسال استرس، نگرانی و هیجان های به موقع و بی موقع…

هر چه بود تمام شد. ویژگی تمام داوطلبان آزمون سراسری چه آن ها که برای نخستین بار این آزمون را تجربه می کنند و چه آن هایی که چنین تجربه ای را در سال های متعدد داشته اند -این است که در طول دوره آماده سازی چنان سرگرم کار و فعالیت هستند که هرگز به شرایط پس از آزمون فکر نمی کنند. به عبارت ساده تر، هرگز فکر نمی کنند که روز و روزگاری بیاید که آن ها باشند و دغدغه شرکت در آزمون و پاسخ گویی به پرسش ها را نداشته باشند. و درست به همین دلیل است که بعد از آزمون، آرامشی وصف ناپذیر سراسر وجود داوطلبان رافرامیگیرد. حتی کسانی هم که معتقدند آزمون خوبی نداده اند، آرامش دارند. اگر ناراحتی و تاُسفی نیز هست، تواُم با تمرکز است و این تمرکز ناشی از همان آرامشی است که بر روح و جسم داوطلبان حاکم می شود.

این آرامش و سرخوشی گوارایتان باد!

واقعیت این است که آزمون سراسری نقطه پایانی شد بر تلاش هایی که انجام دادید و یا لازم بود انجام دهید. اکنون دوران آماده سازی به پایان رسیده است. پایان این دوره آغاز دوران دیگری است که کمتر به آن اندیشیده اید. این زمان دوره گردآوری اطلاعات است. پیرامون این دوران و ویژگی های آن و کارهایی که باید انجام دهید بیشتر خواهیم گفت. اما باید آموخته باشید که پایان یک دوره یعنی خط کشیدن زیر تمام محاسباتی که ممکن بوده است مربوط به دوره قبل باشد. درست مانند خطی که در دوره ابتدایی زیر عملیات جمع و تفریق و ضرب و تقسیم هایمان می کشیدیم. یادتان هست؟ وقتی خط می کشیدیم، تنها کارمان نتیجه گیری از عملیاتی بود که بالای خط نوشته بودیم. اکنون نیز همان کار را باید انجام دهیم. عملیات و نوشته هایمان تمام شده است و آزمون سراسری خطی بود که زیر عملیات ما کشیده شد. حالا زمان نتیجه گیری است.

در طول دوره آماده سازی، مثال های فراوانی را از ورزش های متعدد زده ایم. هر روز و هر زمانمان تشابهی با ورزشی خاص داشت. مجموع دوره آماده سازی را به ماراتن تشبیه کردیم. آزمون های آزمایشی را به مسابقات تدارکاتی شباهت دادیم. تمرین و تست را به بدن سازی متناسب با رشته ورزشی همانند نمودیم. مطالعه و کار مطالعاتی را به فراگیری تکنیک ها و تاکتیک های مسابقات مثال زدیم و … . اما این روزهای پس از آزمون هیچ شباهتی با هیچ رشته ورزشی و هیچ الگوی آماده سازی ندارد. این روزها شبیه هیچ ورزشی نیست. اما واقعا این گونه است؟ شبیه نیست؟

بله! این روزها شبیه ماهیگیری است. چوب ماهیگیری را برمیداریم و طعمه را محیا می کنیم. و کنار ساحل بساتمان را پهن می کنیم. طعمه ای را روی غلاب می گذاریم و نخ ماهیگیری را میان امواج خروشان رودخانه رها می کنیم. این کارها انجام شده است و اکنون درست مانند ماهیگیران، کنار ساحل نشسته ایم. درست است هنوز ماهی به قلابمان گیر نکرده است، درست است هنوز صیدی نکرده ایم، درست است هنوز سبدمان خالی از ماهی است ولی در همان حال به این فکر می کنیم که اگر غزل آلا به غلابمان چسبید، چگونه طبخش کنیم و یا اگر ماهی بزرگ تری غلابمان را به دهان گرفت چه تدبیری بیاندیشیم. به این فکر می کنیم که کدام ماهی را کباب کنیم و از کدام ماهی قلیه بسازیم.

فکرهای این روزهایتان درست باید شبیه همان لحظات و ساعت های ماهیگیری باشد. اکنون زمان این نیست که به طول نخ ماهیگیری و بزرگی و کوچکی غلاب و طعمه فکر کنید. باید تمام فکر و ذکرتان اندیشه پیرامون غذایی باشد که با ماهی شکار شده تان قرار است درست کنید.

شما کارهایتان را کرده اید. اصلا کم و زیاد کارها و خوب و بد آن ها در این مقطع زمانی مهم نیست.

مهم این است که تلاش و کوشش تان چه دست آوردی را برایتان به ارمغان خواهد آورد و با این دست آورد چه خواهید کرد؟

اکنون زمان آن است که الگو های کاری مختلف را برای خودتان ترسیم کنید.الگوهایی که از موفقیت کامل تا شکست کامل را در برمیگیرند. طرح و برنامه تان را برای هرکدام از آن ها ترسیم کنید. هیچ چیزی را قطعی ندانید. همه چیز محتمل است. باید تمام جوانب را بسنجید و همه چیز را در نظر بگیرید. تنها در این صورت است که از نتیجه نهایی شگفت زده نخواهید شد و آمادگی روبرو شدن با هر وضعیتی را خواهید داشت.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید